هم خدمتی سلام سلامی به گرمای افتاب جنوب و به بلندای غیرت کرد و بلوچ و سرسبزی خطه شمال سلام به تمام انها که سپیدی مویشان نه از کهولت سن است که از سر رنج مردم است . انانکه سپیدی مویشان بخاطر این نیست که عمرشان را دراسیاب گذرانده اند از این است که انها سنگ زیرین آسیاب درمان بوده اند اخر تو می دانی که انها همه سنگ صبور مردم اند .
تو فقط باید پرستار باشی که این حرف من پرستار را درک کنی حتی اگر سابقه ات چون من به جمع انگشتان دو دست هم نرسد .چون می دانی که فقط ما پرستاران ره صد ساله را یک شبه می رویم
همان شب اول طرح که با 40 بیمار تو مانده ای و همکارت تو مانده ای 160 قلم داروی نداده تو مانده ای 10 مریض بد حال که چون ICU پذیرش نداده تو باید خود یک بخش ICU باشی تو مانده ای ناله های درمندان تو مانده ای و مثنوی نیازمندان
اری تو انشب ماندی و هزاران قصه پر غصه از هزینه درمان و کمبود امکانات و بی مسئولیتی پزشک و ..... راستی یادت می اید انشب خودت را که هیچ تب کودک در خانه مانده ات را هم فراموشی کرده بودی
اری تو انشب ره صد ساله را یک شبه پیمودی
تو همان شب جسم و روحت را که مملو از نشاط و شادابی جوانی بود بین 40 نفر تقسیم کردی تو همان شب کتاب پرغصه قصه ء بیمارانت را دوباره خواندنی و از سوز تمام آن غصه ها سیاهی مویت را به سپیدی دادی تا شاید این سپیدی سندی باشد بر مظلومیت تو در این سیستم خودکامه ء درمان که اولین و اخرین پاسخگو به تمام مشکلات و ضعفهایش تو هستی و تو انشب فهمیدی که در سیستم اگر قلب تو هم برای این دردمندان نتپد فردا قلب بسیاری از انان از تپش ایستاده است .
تو آن شب تمام شاخصهای بهره وری و اثر بخشی نیروی انسانی در این کشور را فرو ریختی و از نو نوشتی .
و فردا صبح دیدی که چگونه شاخصها باز تعریف می شوند آن زمان که وقتی دیدی تو تابه صبح بیدار بودی و پزشکتت در خواب اما او امروز برگه ها را مهر می کند و دسترنج تورا باخود به خانه می برد تو حتی دیدی که بیماری که انگونه بدورش پروانه وار گردیدی صبح تورا فراموش کرده و از پزشکش تشکر می کندنمی دانم چرا شاید از اینکه در خانه خوب خوابیده و به تلفن توهم پاسخگو نبوده ازاوتشکر می کند
حال تو خود شبهای بیداریت را بشمار بین چند شب داشته ای و روز بعد از هر شب چند سال پیرتر شده ای
تو خود بگو بعد از هر شب چقدر قدرت همراهی با کودکت را داشته ای .
امروز تو درحالی که بیش از 30 سال نداری موهایت به تعداد رنج و غصه بیمارانت سپید شده و جسمت چون 70 سالگان رنجور شده و تو بازهم مانده ای و این قصه پر غصه ....
و من اینجا تبریک می گویم
به همه همکارانم بخاطر ره صد ساله ای که یک شبه درراه خدمت به بندگان خدا پیموده اند
به مسئولینم از قاعده تا راس هرم درمان که پایه گذار ومدافع چنین سیستمی هستند .
به رسانه های کشورم که در هیاهوی بازیهای سیاسی من و تو و رنج بیماران را فراموش کرده اند .
به تنها تلوزیون کشورم که با سکوت خود و ارائه امار یک سوی هر دم سنگینی این رنج را بیشتر میکند
به انان که در سایه تحول نظام سلامت داغی قدرت و زور را به ما چشاندند و ما را زیاده خواه نامیدند .
به انان که خود را نخبه می دانند و دیگران را .............. اما خود و تمامی نخبگانشان از دسترنج ما ارتزاق می کنند .
و تشکر می کنم
از همراهی سازمان صنفی ام به ظلمی که به من می شود.
از سکوت سازمانهای نظارتی بر ظلمی که بر من روا می شود .
از سکوت تمام رسانه های دیداری وشنیداری در برابر فریاد حق خواهی ام .
چون می دانم در انتهای این راه صد ساله تنها خدا ایستاده است
و امید دارم یکی بگوید : چرا من باید اینگونه ره صد ساله را یک شبه بروم
نظرات شما عزیزان:
معصومه 
ساعت14:05---18 دی 1393
سلام ودرود بر شما که با شیوایی قلمتان اشک را برچشمانم جاری کردید چراکه دقیقا حرف دلمان را گفتید وجز خود پرستاران کسی این مطالب را درک نمی کند ویا نمی خواهند درک کنند.به امید موفقیت روز افزونتان
فریده 
ساعت23:57---17 دی 1393
سلام آقای عمیدی.ممنون از اطلاع رسانی عالیتون. کاش به حقمون برسیم.وقتی پامو میذارم تو بیمارستان دلم میگیره
علی 
ساعت12:22---8 دی 1393
آفرین به این قلم شیرین و شیوا جامعه پرستاری به وجود چنین عزیزانی بر خود می بالد
:: برچسبها:
پرستاران,
اعتراض ,
عدالت ,