من درک می کنم.... بقیه چطور؟

منوی اصلی


نویسندگان


آرشیو موضوعی

قوانین مرتبط با پرستاری

کمیته ی پیگیری مطالبات

نشریه

شکایت جهت افزایش حقوق

لینک دوستان

ابزار وبلاگ

خرید لایسنس نود32

جیرجیرک مرداب

عنوان لینک

ردیاب جی پی اس ماشین

ارم زوتی z300

جلو پنجره زوتی

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان پیگیری حقوق و مسایل و مشکلات پرستاران و آدرس parastaraneiran.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





قالب بلاگفا

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 7
بازدید ماه : 6
بازدید کل : 28575
تعداد مطالب : 245
تعداد نظرات : 493
تعداد آنلاین : 1



آرشیو ماهانه


پیوند های روزانه


لوگوی ما

پیگیری حقوق و مسایل و مشکلات پرستاران


لوگوی دوستان


بر چسب ها




من درک می کنم.... بقیه چطور؟

دو شنبه 3 آذر 1393

من پرستارم.

 

درک می کنم که حرفه ام سخت است.

 

درک می کنم که بیماری و درد می کشی. درک می کنم که همراهانت نگران هستند و عصبی.

 

درک می کنم که او پزشک است و تشخیص می دهد، order می دهد و من مجری ام.

 

درک می کنم که بیمارستان بودجه اش کم است و یا شاید کم باشد.

 

درک می کنم که مسئولین دفتری که به نامم زده اند، باید به هزار نفر جواب پس دهند. 

 

درک می کنم که رئیس بیمارستان مرا نشناسد، چون من فقط قطعه ای هستم از پازل خواسته های او.

 

 درک می کنم که فلان نیست و با بهمان باید بسازیم وگاهی با کمبود امکانات روبرو می شویم. 

 

من گاهی پاهای خسته ام را برای پیدا کردن یک گاز کوچک باید در تمام اتاق های بخشم بکشانم.

 

شیفت هایی هست که نه تو می بینی و نه مسئولین، شیفت هایی هست که فقط 5 دقیقه آرزو می کنم بتوانم بنشینم تا لحظه ای برای رفع تشنگی 8 ساعته ام آب بنوشم. 

 

درک می کنم که بخش های جدید ساخته می شوند و من موظفم که اضافه کاری اجباری بیایم، چون که مثل همیشه نیرو ندارند. چرا؟!!

 

نمی دانم ... تعداد فارغ التحصیلان رشته ام بسیار است و هنگام استخدام ملخ همه را خورده !!

 

شاید هم می دانم و خود را به نادانی زده ام. می دانم که دانایی به استخوان های خسته ام بیشتر فشار می آورد.

 

خوب گوش کن. در سن جوانی، قرنیه ی چشم هایی که در اثر شب کاری های اجباری خشک شده اند، دیگر توان نظاره ی واقعیت را ندارند. خواستم که کور شوم.

 

اما می گویم تا مردم سرزمینم بدانند نه برای دلسوزی که آن وظیفه ماست، بلکه برای لحظه ای تفکر که یک لحظه تفکر از ساعت ها عبادت مقدس تر است.

 

آیا می دانی تمام تعطیلات آخر هفته ای که تو به گردش می روی، من به اجبار شیفت هستم. n بار لحظه ی سال تحویل و n2 بار مسافرت با خانواده را از دست دادم، نه بخاطر تو بلکه چون پرستارم. من اگر نباشم بیمار تو در اثر عدم مراقبت می میرد... و ظاهراٌ من کلید گمشده چرخه ی درمانم که به هیچ قفلی نمی خورم.

 

فراموش نمی کنم تحکم و گستاخی پزشکی که خودش را بالاتر از من می دید، آن هم به واسطه ی عرف کاذب جامعه ای که او را بزرگ کرد و فراموش کرده بود که من هم تحصیل کردم، درس خواندم. زحمت کشیدم و مهارت کسب کردم . آنقدر مرا در ابراز وجود سرکوب کردند که حتی انگیزه ای برای به روز کردن سوادم ندارم. سوادی که روزی سرلوحه خدمتگزاری ام می دانستم. 

 

خیلی طول نکشید تا بفهمم که اینجا سازمانیست که پزشکش می خواهد من فقط آمپولم را بزنم تا فرمانروایی کند. سالهاست می خواهم ثابت کنم ما همه یک تیمیم، تیم قدرتمند پزشک و پرستار کنار هم و با هم برای پیشبرد سلامت بیمار.. اما آنچه نگرش سازمان من است، آنقدر بلند است که آنچه را که دیکته می کنند،نمی شنوم. اینجا کسانی فرمانروایی می کنند که فریاد می زنند ما رئیسیم و تو گاهی حتی مجری هم نیستی. حقوق و درآمد من مطابق زحماتم نیست و تفاوت طبقاتی زیادی بین کارانه من و یک پزشک است. درآمدم کم است و انگیزه ام کمتر، هر روز کمتر از دیروز.

 

تنها پاسخی که می شنوم این است: اجرت با خدا – عوض آن در آن دنیا خوشبختید، دریغ از اینکه آنکس که دنیایش را نسازد آخرتش را باخته. 

 

من آن فرشته ای که تو فکر می کنی باید باشم، نیستم. من هم مانند تو انسانم با نیازها و خواسته های معقول بشری. خسته می شوم- بی انگیزه و گوشت تلخ می شوم. نه یک بار نه دو بار که صد بار میشنوم که تو می گویی اکثر پرستاران بد اخلاق و نچسبند. 

 

سوپروایزرهایم به Rest های قاچاقی من از فرط خستگی، به قطره های کم یا زیاد رفته سرم بیمارم،به دفاع های کوچکم در برابر GP های مغروری که سیستم بارشان آورده گیر می دهند. همه را با یک فعل جمع نمی بندم، اما یادم نمی رود موأخذه اتندینگی که به واسطه مقامش مرا علیرغم کاور کردن 3 بیمار پرکارآی سی یو، بی مسئولیت خواند. 

 

کارهایی را انجام می دهم که جزء شرح وظایفم نیست، اما بخاطر انجام ندادنش از کارانه ام کم می شود. 

 

در بخشی کار می کنم که هیچ کدام از پرسنلش دوست ندارند پرستار باشند. پرس و جو کردم بخش های مجاور هم آسمان همین رنگ است. 

 

من عادت کردم به بدبختی هایی که عده ای قلیل بر سر قشرم آوردند. جایی که کار می کردم بخاطر دو روز مرخصی ام که حقم بود شیفت های فشرده دادم، چون پرسنل کم بود و هست مثل همیشه و پاسخ رئیس بیمارستان این بود: من درک نمی کنم فلانی، ما نیرو کم داریم و تو باید بیایی. اینجا فقط به بخش هااضافه می شود،نیرو نیست، من خسته ام و بیمار تو گرسنه. 

 

اینجا من برای خون گرفتن از بیمارم قبل از اقدام مغزم را آف می کنم تا نترسم از اتفاقی که ممکن است مرا تا ابد محکوم کند به بیماری لاعلاج، وقتی از هر 10 تخت بخش ما 8 تخت آن بیمارانش معتادند و اگر من نیدلینگ شوم و ناقل ویروس ایدز یا هپاتیت، خودم باید هزینه های درمان و داروهای گران آن را بدهم، چون سازمانم فقط مسئول است که پیگیری کند من شیفت های اجباری ام را بیایم، حتی اگر در تب بسوزم یا رنگم زرد شده باشد، چون راه می روم سیکلیو ندارم. بیمارستان با کمبود نیرو مواجه است و من پرستارم. یادم دادند درک کنم و درک نشوم. من هنوز هم خدمتگزار جامعه ی خود هستم. آمده ام تا آگاهت کنم من به حقوقم برسم و تو نیز به حقوقت بی نقص خواهی رسید. آن وقت می توانی فرشته خطابم کنی، چون ذات من این است، اگر نبود که پرستار نبودم.

 

 نوشته شده توسط همکار ارجمند مهسا اسدی از شیراز

 



نظرات شما عزیزان:

پویا
ساعت1:00---16 آذر 1393
سلام و درود خدا برشما همکارای مهربانم،

به امید رهایی از ظلم و ستم و زورگویی پزشکان و افراد خود فروخته 23 اذر روز تولدی جدید در نظام سلامت و احیای حق پرستاران و زنده کردن روحیه پرستاران کشورم ایران خواهد بود .



پویا
ساعت0:58---16 آذر 1393
سلام و درود خدا برشما همکارای مهربانم،
به امید رهایی از ظلم و ستم و زورگویی پزشکان و افراد خود فروخته 23 اذر روز تولدی جدید در نظام سلامت و احیای حق پرستاران و زنده کردن روحیه پرستاران کشورم ایران خواهد بود .


خسروی
ساعت11:50---7 آذر 1393
دلم میگیره ازاینکه اینقدر مارو توسری خورومظلوم باراووردند که بااینکه میدونیم حق باماست ولی حاضر نیستیم دادبراوریم ماباید باورکنیم هرپرستار خود به تنهایی در رسیدن به مطالباتش موثراست اماافسوس که فقط نظاره گر بقیه هستیم ومنتطریم تاشاید فرجی شود.من این دردنامه تلخ رو توخیلی ازشبکه های اجتماعی دیدم حتی خودم برای خیلی ازهمکارانم که درشبکه های اجتماعی نیستند خوندم به امید اثربخشی وبیداری این قشر زحمتکش

جوان
ساعت11:02---4 آذر 1393
با سلام مطالب همه واقعا خواندنی و حقیقته
نمیدونم چرا همه ی اجر ما را به آخرت و ثواب واگذار میکنند و ما یک دهم زحماتی که میکشیم هم پاداش نداریم همه زحمت مریص هم رو دوش ما و پولش تو جیب بقیه
تعطیلی و خستگی و بیماری هم واسه ما بی معناست انگار ما مجسمه ایم نه انسان
پرستارای بیچاره تو ایران هیچی عایدشون نمیشه


آرست
ساعت0:20---4 آذر 1393
رنجنامه ای تلخ
و تلخی حقیقتی که طعنه به زقوم میزند...!

پرستاران سرزمین من بسیار مقدس اند


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







نوشته شده توسط محمود عمیدی در ساعت 20:11



درباره



این وبلاگ تنها با هدف ایجاد اتحاد و همدلی بین پرستاران، اطلاع رسانی قوانین و شرح وظایف پرستاران،بررسی مشکلات پرستاران و پیدا کردن راهکارهای مناسب برای اینها ایجاد شده است. لطفا با مراجعه به وبسایت parastaraneiran.com وثبت نام و عضویت در آن و عضویت در همین وبلاگ در ایجاد یک گروه قدرتمند و منسجم برای پیگیری مسایل پرستاری و اجرایی کردن قوانین حوزه ی پرستاری مشارکت فرمایید. هدف اصلی اطلاع رسانی است و معتقدم که بزگترین مشکل سیستم پرستاری عدم اطلاع رسانی به موقع است. به امید موفقیت به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم، بهقدر وسع بکوشم
amidimahmood@yahoo.com


مطالب پیشین

قوانینی برای خندیدن
تعدیل نیرو
روز پرستار 94
نظری گذری بر اختیارات سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام پرستاری
تلاشها برای ایجاد اختلاف ادامه دارد ....
شعری در وصف این روزهای پرستاری
تبعید
تکریم همکاران
همه چیز درباره ی مرخصیها
اعتراض به قضاوت نا عادلانه
واکنش عجیب
مرگ خوب است ولی برای همسایه!!!!
روسای هیاتهای جدید
یک جلسه و این همه مانور؟؟؟
بیانیه ی انجمن اسلامی دانشکده ی پرستاری دانشگاه ع. پ. تهران
و مام گزارش جلسه هیاتهای جدید
یک مقایسه ی غیر منطقی
خواب زدگی
پرستاری مرد....
یک پیشنهاد به وزیر بهداشت




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by parastaraneiran