سکوت سکوت تا نابودی پرستاری
دوشنبه چهارم دی 1385 ساعت 21:56
مقصر کیست؟؟
امروز که در بخش ccu مشغول به کار آموزی بودم بچه ها با شور و شوق خاصی کار می کردند و مرتب بالای سر بیمارهایشان بودند و یا اینکه با مانیتورها ی بیماران راچک می کردند،پرستارهای بخش هم کارشان نسبت به بخش های عمومی منظم تر و دقیق تر به نظر می رسید جنبه های علمی به وضوح در نگاه و کلام و رفتارشان با بیماران و مانیتورهای بالای سرشان را می دیدم ساعت نزدیک به 10 صبح بود که پچ پچی بین پرستارای بخش شروع شد و قیافه هایی که تا چند لحظه قبل نسبتا شاد بودند به غم و اندوه و سکوت تبدیل شد برایم خیلی جالب بود ته دلم خبر از اتفاقی می داد که مربوط به شغل پرستاری باشد، پرستاری که حدود 40 سال داشت از جمع جدا شد و با بی حوصلگی و ناراحتی درونی به سمت بیمارش رفت و vsساعت AM 10رو چارت کرد حواسش به کلی به این موضوع جلب شده بود و ترس و اعتراض درونی یک به یک مخلوط شده بودند کنجکاو شدم و جلوتر رفتم و به صحبتهایشان گوش دادم ، صحبت از ماجرای خصوصی سازی و شرکتی کردن پرستاران این بیمارستان دانشگاهی بود که اجبار به شرکتی کردن به بیمارستانهای دولتی نیز رسیده بود.
در این بخش پرستارانی بودند با 8-7 سال سابقه کاری مثبت و موثر و البته به صورت خرید خدمت پرستاری که خود این خرید خدمت بودن مزایای چندانی نداشت و از اینکه پرستارانی با سابقه کاری بالا هنوز استخدام نشده اند خود یک ظلم بزرگ بود ولی حداقل این امید بودکه در طول شیفت ماهانه یکی دو روز مرخصی بگیرند و یا اینکه روزهای تعطیل برایشان 5/1برابر حساب شود ولی با این شرکتی بودن یعنی این حداقل ها هم از یاد برده می شود یعنی اینکه دیگر خبری از مرخصی ها و ضریب تعطیلات نیست و با همان ساعات کاری ماهانه کسر حقوقی معادل 40 هزار تومان را دارد و هر وقت که تعداد بیمارها از حد نصابی کمتر شود پرستار یا پرستارانی خود به خود از شیفت OFFمی شوند و تازه راه را برای اقدامات زور گویانه و تنزل گرای شغل پرستاری هموار می کند بدون اینکه امکانات رفاهی در نظر گرفته شود و یا اصلا سلامت پرستاری برایشان مهم باشد و جالب اینجاست که همان امکانات محدود را هم ازآنها می گیرند و این یعنی نداشتن امنیت شغلی ،نداشتن امید به زندگی و نداشتن انگیزه و هزاران نداشته دیگر که از گذشته صد ساله پرستاری ایران به سهم نداشته هایمان اضافه شده است.
این تنها یک مثال کوچک بود از سناریو های مختلف زجر آوری که به پرستاری وارد می شود انگار اگر در طول یک فصل یک ظلم و تحقیر به پرستاری نشود بعضی از مسئولای وزارت بهداشت خواب به چشمهایشان نمی رود البته آنها خوب بیدارند و خستگی و بی حوصلگی و تفکر به خواب رفته ما را می بینند که این طور بی محابا قانون می تراشند و یا اینکه بیمارستانها و مدیران آنها اگر قانونی وضع می کنند که البته اگر در این بین پرستاری له شود و مورد ظلم و اقع شود و بیشتر به استثمار و بردگی کشیده شود صد البته مورد تائید آقایان وزارت بهداشت هست و حاضرند این تفکر ها و تصمیم های ظالمانه در مورد قشر پرستاری به سایر بیمارستانها نیز بکشانند.
ما در طول تحصیل، تاریخ و تحولات پرستاری را از بدو تولد آن تا دوره حاضر را خواندیم ولی همان بود که خواندیم و رفت فقط می دانیم شخصی به اسم فلورانس نایتیگل آمد و یک کارهایی کرد و بعد از آن هم افرادی آمدند و برای پیشرفت پرستاری کارهایی انجام دادند تا اینکه پرستاری وارد کشور شد و در آخرین مرحله آموزشکده ها به دانشکده تبدبل شد.
اما بعد از آن چه؟؟؟
بعد از آن چه افرادی آمدند و چه کارهایی کردند تنها چیزی که نسل پرستاری قبل از خودمان یاد گرفته ایم چنج شیت و لزوم صد در صدی اجرای آن و یک سری کارهای غیر کلیشه ای دیگربود و بزرگترین درسمان از آنها بی علاقگی و روز مرگی بود و شاخص ترین پیشرفتی که در طول دوران دانشجویی متوجه شدیم باب ترجمه رفرانس های دیگران و مشاهده ترانس های چند ساله بود.
سکوت سکوت سکوت کلماتی که از گذشته به پرستاری بسته شده است و مایه خود باختگی و بی توجهی به پرستارشده است.
دیگربرای پرستاران مهم نیست که دولت جدیدتری بیاید و آن هم یک سری شعار بدهد که پرستاری ثواب دارد و باید برایش کاری کرد و ... چرا که کار از بن خراب است و وزارت بهداشت همراه ما نیست و بلکه مخالف پیشرفت پرستاری است.
دیگر مهم نیست که انتخابات پرستاری انجام شود چرا که پرستارانی را داشتیم که نه فقط صدایشان خفه شده بلکه دستانشان هم شکسته شده و حاضر نیستند به همه دنیا اعلام کنند که موجودیت داریم چرا که نتیجه آن برایشان مهم نبود ولی مسئولینی بودند که نتیجه این انتخابات و حضور پرستاران را مهم دانستند و چشم به این انتخابات دوخته بودندو دیدند که پرستاری مرعوب شده است و سزاوار ظلم و به فاصله اندکی از انتخابات ضعیف پرستاران ،اقدامهای مخرب گرایانه ای را رقم زدند چرا که می دانند پرستاران در بین خودشان اتحادی ندارند و اعتقادی به پیشرفت ندارند و از دفتر پرستاری انتصابی کاری ساخته نیست.!!
مظلومیت در تاریخ امروز پرستاری نقش بسته است مظلومانی شده ایم که هر روز ظالم را قویتر می کنیم ظلم های که خودمان سبب آن شده ایم به عبارتی کمبودهایی مانند:پائین بودن حقوق و کارانه و جایگاه اجتماعی و کاری و ناشناخته ماندن در تیم درمان و یا نبودن حق سختی کاری و شیفت در گردش و شبکاری و در معرض بودن با افراد بیمار جامعه و...همه و همه ناشی از سکوت خودمان است پس زیاد دنبال مقصر نگردیم که از ماست که بر ماست.
بهتر است از دورانی بگویم که که همه پرستارها سکوت کرده بودند و به خواب رفته بودند و قانون پشت سر هم و اجبار به تداوم پرستاری را ضعیف و ضعیف تر کرده بود ،مترون های انتصابی و بله قربان گو و سر پرستاران خاموش و دفتر پرستاری ضعیف در وزارت بهداشت که البته انتصابی و باز گوش به فرمان عده ای.
هیچ کدام از مسئولانی که ما اسمش ر پرستار بگذاریم انتخابی پرستارها نبودند چیزی که آقایان وزارت بهداشت می خواستند با پل های انتصابی که ساخته بودند سال به سال قدم به حریم پرستاران می گذاشتند و لحظه به لحظه موجودیت پرستاری را خدشه دار می کردند و می کنند تا آنجایی که هر کس نافرمانی کند عزل می شد و هر کس اعتراض سرکوب .
از خودمان بپرسیم مقصر کیست؟؟
آیا شما هم مثل من معتقدید که مقصر مسئولا ن وزارت بهداشت هستند ولی آیا این جسارت را داریم که بخشی از این تقصیر ها را گردن خود بیندازیم ؟؟ این سئوالی است که من و تو دانشجو بایدبه آن جواب دهیم و بدانیم که مقصر اصلی خودمان هستیم.
ضربه پشت ضربه به پیکره پرستاری کشور وارد می شود و اندوه پشت اندوه در چهره های پرستاران دیده می شود تا آنجا
دلنوشته ی یک پرستار
نظرات شما عزیزان:
مستر نرس 
ساعت16:53---1 مرداد 1394
سلام جناب عمیدی عزیز خدا قوت
مطلبی داشتم اگر صلاح دانستید در وبلاگتان قرار دهید.
محق تر از قانون و نظام جمهوریاسلامی
در حالیکه پرستاران این روزها بیشتر از هر زمانی به بیعدالتیها و تبعیضها معترضند از طرف مقابل بهجای گوش شنوا وپذیرش حرف حقشان چیز دیگری میبینند!
در مواجه با مطالبات بحقشان چنان جبهه گیری میکنند و آسمان و ریسمان میبافند که هر کس نداند فکر میکند گویا پرستاران آدمهای ضد انقلاب و نظام هستند!
وقتی درباره اجرای تعرفه گذاری ازشان سوال میکنی، گویا به نظام حمله کرده ای و چنان با مغلطه و سفسطه پیش میروند که انگار اینان از قانون برترند!
اجرای قانون مصوب مجلس شورای اسلامی ورعایت عدالت چنان بر اینان سخت است که دست به دروغ و فحاشی میزنند!
گویا به خاطر حضور عده اندکی از اینان در جریان انقلاب اسلامی و همینطور حضور اندک و کم عده قلیلی از آنها در دوران جنگ تحمیلی الان باید تمام سرمایه های این مملکت سرازیر جیب اینها شود تا راضی شوند!
گویا فقط اینان انقلاب کرده اند و هشت سال جنگیده اند که اکنون همه چیز باید برای ایشان باشد و دیگران فقط نظاره گر بوده اند!
مگر شما به خرج همین دولت دوران پزشکی و تخصص خودرا نگرفته اید که اکنون باید بخش عظیمی از سرمایههای مملکت روانه جیب شما شود تا شما حاضر به خدمت رسانی شوید که وظیفه اتان است؟!
چرا خود را برتر و محق تر از دیگران میدانید؟!
مگرنه اینکه درمان یک کار تیمی است و هدف همه ما کاهش آلام و درد این ملت است؟!
پس چرا شما باید بر گرده یک عده کثیری سوار کشیدم حقشان را چپاول کنید تا خود را بالا کشید و آنها را له کنید!
چه بر شما آمده است که خود را برتر از قانون و محق تر از دیگران میبینید و قانون را هرطورکه دوست داشتید یا اجرا کنید یا اصلا اجرا نکنید!
خواسته های صنفی یک گروه که تماما در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی و طبق منویات رهبری است چه ضرری را برای کسی ایجاد میکند که سعی در سیاسی نشان دادن و ضد انقلاب نشان دادن آن دآرید؟!
آیا خواستار اجرای قوانین مملکت اسلامی و رعایت عدالت اسلامی سیاسی و ضد انقلابی بودن است؟!
آیاخواستار اجرایی شدن قوانین فراموش شده حوزه پرستاری سیاسی کاری است؟!
آیا شما با عدم اجرای قوانین مملکت اسلامی و ایجاد فاصله طبقاتی و بازگشت به اشرافی گری بهانه بدست منافقین و معاندین نظام میدهید یا کسانی که خواستار اجرای قوانین و عدالت هستند؟!
خود خطا میکنید و خطا کاریدو دیگران را متهم میکنید؟!
بترسید از روز عِقاب و آخرت! دنیایتان را با تباهی روزگار عدهای مظلوم و سختکوش اباد میکنید؟! بدا به حالتان!
اگر که پیرو رهبری هستید و انقلابی هستید و دم از اسلام و انقلاب میزنید ببینید که رهبری چه میگویندو چه میخواهندو شما کجایید؟!
براستی که آیا شما فراتر و محق تر از قانونید؟!
اندکی صبر...
روز شکست شما طاغوتیان نزدیک است!