امروز 8 خرداد نودو چهار داشتم در اینترنت گشت می زدم که به اظهارات جناب نجاتیان برخوردم که درباره ی مسایل اخیر جامعه ی پرستاری به عنوان قائم مقام رئیس سازمان نظام پرستاری بیان داشته اند.
با توجه به سخنان ایشان برای روشن شدن موضوع مطالبی را عرض می کنم:
وقتی در سال هفتاد بنده وارد محیطهای بیمارستانی شدم، مترونها و مدیران پرستاری اغلب بهیار بودند. در مراکز استانها بیش از چند تخصص وجود نداشت و .....
این مشکلات را همه می دانند اما مسئله ی اصلی در نظام مراقبت از بیماران و کلا در نظام سلامت ، عدم وجود استانداردهایی برای مراقبت از بیماران است.
گرچه پرستاری تنها به مراقبت از بیماران در مراکز درمانی ، یا ارائه ی خدمات پرستاری به بیماران محدود نمی شود و پرستاران در آموزش ، پیشگیری ، درمان، و بازتوانی افراد می توانند نقشهای موثری داشته باشند، اما با توجه به کمبود پرستار در بالین فعلا این نقش محدود به بیمارستانها شده است.
در سالهای متمادی علم پزشکی پیشرفت کرده و مراقبت از افراد در تمام جنبه های گفته شده پیشرفت نموده است، لذا در تمام کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و بسیاری از کشورهای توسعه نیافته پرستاری تخصصی شده و روز به روز علمیتر و گسترده تر می شود.
با این مقدمه ی کوتاه می توان گفت که در زمانهای گذشته بهیاران محترم در مراکز ارائه ی خدمت می کردند و البته ایشان هم سه سال درس و دوره داشتند، اما امروزه سپردن بیمار بستری به کسی که یک سال در مراکزی غیر قابل کنترل آموزش می بینند و معلوم نیست چگونه و با چه اساتیدی، منطقی نیست.
اولین نکته ای که در اظهارات جناب نجاتیان به چشم می خورد کلمه ی کمبود است، ایشان نمی دانم بر اساس چه استانداردی این کمبود را اعلام می کنند و اینکه چرا می گویند در مناطق محروم کمبود پرستار داریم حال آنکه در خود تهران سی و شش بیمار را به دو پرستار می سپارند یا در آی سی یو جراحی قلب باز دو بیمار را به یک پرستاری می دهند و....
البته چون استانداردهایی برای اینها اعلام نشده می توانند ادعا کنند که یک پرستار برای صدها بیمار بستری کفایت می کند.
نکته دیگر اینکه هرگز گفته نشده مشکل پرستاران مالی است بلکه همواره گفته شده و می شود که مشکل ما پرستاران برخوردهای ظالمانه و تبیض آمیز است. اما مدام کسانی در تلاش هستند که مطالبات پرستاران را به سمت مسائل مالی سوق داده و ایشان را افرادی زیاده خواه تلقی کنندو به جامعه نشان دهند.
می فرمایند به هر حال کمبود پرستار باید جبران شود!!!!!!
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردی؟
جبران یک کمبود از راه نادرست آثار سوئ تخریبی بیشتری خواهد داشت،مثلا اگر شما کامیون داشته باشد و لاستیکش پنچر شود نمی توانید از لاستیک خودرو ی سواری استفاده کنید!!!
برای جبران کمبودهای پرستاری راهکار مناسب هست ولی چون با منافع برخی افراد منافات دارد دیده نمی شود.
اما جناب نجاتیان یا نمیدانند یا می دانند و کتمان می کنند که پرستار خانه نشین بسیار داریم و پرستاری که اگر شرایط کاری بدون تبعیض و ظلم و برخوردهای چندگانه باشد ، بر میگردند و در شغل خود کار می کنند.
هم اینک در دانشگاهها و ... پرستاران کار اداری را به همان دلایل محیط نامناسب و فشار مضاعف به کار پرستاری ترجیه می دهند.
اما موضوع دیگر این است که عدد ده هزار از کجا آمده است؟ چرا وزارت بهداشت برای بهیاران این عدد را و شما نیز برای کمک پرستاران همین عدد را اعلام می کنید؟ اگر شما با تربیت بهیار مخالف هستید چرا به عنوان شرکت عامل حاضر به اجرای این طرح غلط می شوید(خودتان هم گفتید که مخالف طرح هستید)؟
اگر کمک پرستاران شما همان بهیاران وزارت بهداشت نیستند چرا عدد هردو مشترک است؟(ده هزار)
البته شاید شما حق داشته باشید چون همواره نشان داده اید که منافع خودتان را بر منافع صنفی و ... ارجح می دانید.
شرکتی که در زمینه ی ساخت و ساز تجربیات نا موفقی داشت و اغلب پروژه هایش به انجام نرسیده و برخی هم با وجود دریافت پولهای چند ده میلیونی از پرستاران حتی بعد مدتها شروع هم نشده، شاید فقط به ثبت نام و دریافت مبلغ ثبت نام این افراد فکر می کند وآینده ی این افراد، آینده ی سلامت مردم و گیرندگان خدمت برایش اهمیتی ندارد.
متاسفانه بارها از عدم وجود تحلیل درست و به موقع از مسائل روز و از پیشنهادات و برنامه های مختلف در حوزه ی پرستاری از طرف اعضای شورای عالی نظام پرستاری گلایه کرده ام و باز هم در مصوبه ی اخیر نمود این موضوع پر رنگ بوده است.
حرف به درازا کشید اما امیدوارم بتوانیم در کنار هم برای مردم سایبانی امن در پرستاری ایجاد کنیم.
یا حق
نظرات شما عزیزان: