من بی حاشیه با همین عنوان سایت نظام پرستاری به استقبال دوستان می روم:
واقعا نتیجه ی تجمع بزرگ پرستاران چه بود؟
قبل از بررسی نتیجه باید ابتدا علل این تجمع را بررسی کنیم؛عللی که شاید خود به خود به نتایج چنین تجمعی خواننده را هدایت کند.
اصلا چرا چنین گروههایی در وایبر مایبر (به تعبیر جناب میرزابیگی) شکل گرفت؟
واضح است که بعد از تشکیل سازمان نظام پرستاری ، پرستاران دلبسته ی این تشکل قدرتمند شدند و تمام رویاهایشان را در آن جستجو می کردند اما هر چه از عمر سازمان نظام پرستاری با عده ای افراد مشخص در دوازده سال گذشت صنف پرستاری از این تشکل قانونی ضعیف از نظر عملکرد مدیران نا امید شدند.
موید این نکته عدم حضور پرستاران در انتخابات می باشد که در شهر تهران با جود حضور حدود سی هزار پرستار فقط نزدیک به هزار پرستار شرکت کردند که بنا به دلایل ویژه ای که ذکر نمی شود بیشتر این آرا از مراکز خاصی بود.
بالاترین موج ناامیدی در سالهای اخیر بود که با افزایش هر چه بیشتر فشار بر پرستاران از جهات مختلف و افزایش روزافزون تبعیضها در سیستم درمان، با به حد اقل رسیدن اندک پیگیریهای صصنفی نظام همره بود. در این راستا با به انزوا کشیدن افراد معترض به اوضاع پرستاری مانند آقای محمد شریفی مقدم سعی در عمیقتر کردن خواب پرستاری کردند.
اما با شکل گیری اعتراضات پرستاران بیمارستان امام خمینی تهران اوائل سال نود وسه موج بیداری پرستاران آغاز شد. گر چه این اعتراضات با برخوردهای غیر منصفانه و کاملا مغرضانه به خیالشان در نطفه خفه شد و حتی تجمع روز چهارم تیر که با حضور تنها حدود هفتاد پرستار موجبات خوشحالی مخالفان آگاهی پرستاری را فراهم کرد، اما آتشی در زیر خاکستر در حال شکل گرفتن بود که هر روز شعله هایش در این جنگل پر از شاخ و برگ خشک و ریخته بیشتر و بزرگتر می شود.
تنها دلیل شکل گیری چنین گروههتایی در فضاهای مجازی که تبدیل به فضاهای حقیقی شده است سکوت بی معنای نظام پرستاری در مقابل تمام ظلمهای جاری و تبعیضهای موجود در نظام سلامت کشور بود.
و متاسفانه هر روز که پیشتر می رویم زوایای مختلفی از خیانتهای این افراد از گفته های خودشان روشن می شود.
سخن را کوتاه می کنم وبه همین مقدمه بسنده می نمایم.
اما جناب شمس! شما شاید به یک میز کوچک یا بزرگ همهی پرستاری را بفروشید اما ما شما را به هیچ نمی فروشیم و هرگز یادمان نمی رود جملات قصارتان را در برنامه ی زنده ی تلویزیونی نبض....
واقعا به یک ناهار تغییر موضع دادید یا اینکه قولهای بزرگتری داده اند به شما!
شما واقعا با حرفهای اخیرتان پرده از بزرگترین خیانتهایتان برداشته اید. اینکه شما به راحتی می توانستید به کمیسیون بهداشت، کمیسیون اصل نود ، ریاست جمهوری و وزارت بهداشت و .... دسترسی داشته باشید و مشکلات پرستاری و بالاخص اجرای قوانین حوزه ی پرستاری را پیگیر باشید اما نکردید!1
شما عاملین اصلی این تجمعات هستید. اما مثل همیشه پشت دیوار بلند حاشا پنهان شده اید مانند همیشه های خدمتتان...
شما اگر پیگیر مطالبات بودید و نمی گذاشتید قوانین حوزه ی پرستاری تماما از جهت فشار بر پرستاران نصفه نیمه اجرا شود، اگر شما درد پرستاران را درک می کردید و رویاهای خودتان را دنبال نمی کردید امروز پرستاری چنین به احتضار نمی افتاد.
اگر در دولت قبلی که چند بار دستور اجرای قانون تعرفه گذاری داده شد ، پیگیر می شدید و به حضور رئیس جمهور می رساندید که دستور شما اجرا نشد ه است ، قطعا امروز ما مقابل مجلس گرد هم نمی آمدیم.
شما که راحت و آسوده به تمام مسئولان رده بالاو پایین دسترسی داشتید و دارید چرا دردهای حوزه ی سلامت را پنهان کردید؟
ابلته علتش واضح است: چون با منافع شخصی تان منافات داشت.
اما امروز خوب بلدید خودنتان را رو کنید.
بزرگترین دستاورد این تجمعات، شناسایی افراد بی کفایت در حوزه ی پرستاری است، افرادی که سالها بر مسند پرستاری تکیه زده اند، پول شبکاریهای ما را صرف هزینه ی اینترنت منزلشا ن و حقوق چند می لیونیشان و خرج ماشین شخصی و رهن منزل و ...کرده اند و از پول شب بیداریهای ما برای سرکوب خودمان استفاده کرده و می کنند.
بزرگترین دستاورد این اجتماعات ایجاد همدلی بین پرستاران است، همان پرستارانی که به ضعم شما ده نفرشان نمی توانستند در یک جا گرد هم بیایند اما دیدید که بیش از چهار هزار نفر با اتحادی بی نظیر گرد هم آمدند و سوگند یاد کردند که تا حصول اجرای قانون از پای ننشینند.
جالب است که شما ها جای حمایت از قانون و قاتنون مداری ، بر پیگیران اجرای قانون ایراد می گیرید. مگر ما در جنگل زندگی میکنیم که هر کس زورش و پولش بیتر بود قانون را اجرا نکند و.....
گاهی از حرفهای شماها می خواهم سرم را به دیوار بکوبم ، اما افسوس که سرم سرور دارد! دلم دلبر دارد و گرنه دلم می خواهد آن نیمه ی پر لیوان که نشانم می دهید را سربکشم، همنان نیمه ی پر که باقی سمی است که در نیمه ی خالی سر کشیده ام!
جناب شمس! در دین ما و آیین اجدادیمان هم ! دروغ گناه است و گناه از جرم بالاتر است. چگونه می توانید ادعای مسلمانی کنید و هر روز رنگ عوض کنید و ... دروغهای وزارت بهداشت را به خورد مردم بدهید؟
به قول جناب نصرتی تفاوت با تفاوت ، تفاوت دارد! جلسه هم با جلسه تفاوت دارد. دیگی که برای من نجوشد بگذار کله ی .... در آن بجوشد.
جلسه مهم نیست ، مهم برون ده جلسه است. مهم این است که در جلسه چه حرفهایی رد و بدل می شود. شما با این حرفهای خانه ی ملت را هم به سخره گرفته اید. به راحتی فرموده اید که مجلس هیچ کاره ی این کشور اسست و ما افتخار نمیدهیم با ایشان جله بگذاریم!!!!
چناب شمس! امروز (چهارم اسفند) دوست جدید یافته تان جناب نجاتیان هم افاضاتی فرموده اند! ایشان فرموده اند که نباید می رفتید مقابل مجلس! نهایتا هم دیدید که باید روش گفتمان را برگزینید. مگر ما عهد عتیقی و از دوره ی ژوراسیک هستیم؟ ما انسانهای بالنده ای هستیم که می خواهیم قانون مصوب اجرایی شود. قانون نشانه ی تمدن و قانون مندی نشانه ی متمدن بودن است. اما مگر ما باید با شما گفتمان کنیم؟ نا سلامتی شما وکلای ناخلف ما بودید ! ناسلامتی شما مورد اعتماد ما بودید! خیانت به اعتماد برای چیست؟
امروز برادر معاون پرستاری هم حرفهای قشنگی زدند! چقدر دروغ گفتن را حت است،ایشان خودشان گفتند که ما به ازای هر تخت بین چهاردهم تا یک پرستار داریم یعنی متوسط هفت دهم برای هر تخت!!!
بعد فرمودند ما در کشور پرستار بیکار نداریم مگر آنهایی که نخواسته اند کارکنند!!!!!!!!!!!
دقت فرمدید؟ خوب چرا پرستاران بسیار در این کشور با این اوضاع اقتصادی و تورم بسیار و ... حاضر به کار کردن نیستند؟ در همین تهران چند پرستار بیکار می خواهید من به شما معرفی کنم؟
گفتند پرداخت مبتنی بر عملکرد اجرای عدالت است؟ عدالت معاویه یا علی؟ عدالت با عدالت فرق دارد. در پرداخت مبتنی بر عمکلرد با وجود افزایش سیصد درصدی تعرفه های پزشکی اصولا از نظر علم ریاضی می بایست کارانه ی پرستاران هم سیصد درصد افزایش می یافت اما آقاین هفت دهم برابر یعنی هفتاد درصد افزودند. حالا این از نظر ریالی مگر چقدر می شود؟ شاید عددی بین 40 تا ودیست هزار تومان، که بسیار سلیقه ای وبا اعمال تنگ نظریهای خوش خدمت مآبانه تقسیم میشود.اما کارانه ی عده ای اولا که چهل درصد افزایش نداشته و بسیار بیشتر افزایش داشته مو این حرفها مستند است اما همین چهل درصدش هم چند ده میلیون می شود.عدالت با عدالت برابر نیست باور کنید یک هم با یک برابر نیست:
من پرستار ده تا یک شبانه روز کار میکنیم و نهایتا کارنه می گیریم دویست ، سیصد هزار تومان و در همین سیتم همکاری یک شبانه روز در منزلش می خوابد و فهتصدو پنجاه هزار تومان بابتش پول می گیرد به اسم مقیمی ، برای انجام وظیفه که باز هم انجام نمی شود رشوه باید بدهیم.
این عدل کجایی است؟ عدل علی یا معاویه؟
این سیستم با سیستم قبلی تفاوتی ندارد. این را مردم عادی و کسانی که درمانگاه و پزشک و پرستار ندارند ولی تلویزیون دارند نمی دانند اما ما پرستاران با پوست و استخوانمان می فهمیم.
اما وزیر محترم هم در جشن کذایی روز دوم اسفند اعترافات تکان دهنده ای داشت:
تنها کشوری که از نظر کمی و آماری پرستاری در حد ماست افغانستان است!!!!!!!!!!
آن گاه ما از پرستارمان انتظار داریم در حد ژاپن کار کند. در حد امریکا ، کانادا واروپا کار کند.
جنابان شمس و دوستانشان! جناب میرزابیگی و بادنجان چینان دور قابشان! جنابان اعضای هیاتهای محترم نظامهای پرستاری !
این حرکت به راه افتاده تقصیر شماست! بهتر است سرتان را از برف غفلت و خودبینی و خودکامگیتان بیرون بیاورید. خدا را در نظر بگیرید.ما برای مجلس، برای کمیسیون بهداشت، برای کمیسیون اصل نود و....ارزش قایلیم. ما در جنگل زندگی نمی کنیم و پیگیر قانون از مجراهای قانونیش هستیم منتها این راه را شما بیاد می رفتید و نرفتید و چون صدای مارا نشنیدند وقتی آرام حرف می زدیم مجبور شدیم ولوم صدایمان را بالاتر ببریم. پس تا این فریاد به پارگی حنجره و از بین رفتن حرمتها بین ما نکشیده دست از کارشکنیها بردارید...
لطفا بیدار شوید و ببینید کاروان صبحدمان پرستاری راه افتاده و خاکستر آتشهای شب افروخته اش بر جاست...
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی....
راستی نمیدانم پرستار هستید یا نه هنوز! پس می گویم میلا د زینب کبرا بر شما مبارک...
اما نتایج تجمع (تجمعها):
1-ایجاد وحدت و همدلی روز افزون بین پرستاران که چنین جوی در تاریخ پرستاری سابقه ندارد
2-آگاه شدن پرستاران از قوانین و مسالیل جاری در پرستاری و سیستم درمان.
3- رونمایی از چهره ی واقعی بسایری از افراد که خود را پیشگامان پیگیری مطالبات پرستاری می نمودند
4-شناسایی افراد و گروههای در شهرستانها و تهران که در واقع درد پرستاری دارند و قابل خرید و فروش نیستند.
5- عبور ناگزیر پرستاران از اعضای فعلی شورای عالی نظام پرستاری و اندیشیدن تمهیداتی برای آینده. که هر وقت ماهی را از اب بگیری می میرد ام تازه است...
6-و اما حرف اصلی: اگر فرد نابینایی روز روشن خورشید را نبیند و انکار کند دلیل نبودن خورشید در آسمان نیست.....
7-........... بقیه را به عهده ی سایر همکاران و حتی خود شما می گذارم بفرمایید بنویسید.
نظرات شما عزیزان:
پرستار خصوصی(اتاق عمل) 
ساعت20:10---5 اسفند 1393
خدایا کشورم را از دروغ خشکسالی و جنگ دورنگهدار
محمد آرست 
ساعت11:26---5 اسفند 1393
8- دستاورد دیگر این تجمعات آنست که پرستاران سراسر ایران دوست و دشمن و منافق را بشناسند . امروز جنبش های پرستاری ممیز و شاغولی شده برای شناختن خودی از غیر خودی .
جناب شمس
ملاک افراد حال و امروزشان است ، نه گذشته و دیروزشان...
امروز اگر از پشت خنجر میزنی با خود مرور کن که هرچه دیروز کاشته ای به پشیزی نمی ارزد...
پرستار تنها 
ساعت23:29---4 اسفند 1393
آفرین جناب عمیدی عزیز جنابان نخبه و غلامان حلقه بگوش،:نمیدونم به قیمت کورو کرشدید؟ چقدر؟ وبه چی خودتونو فروختید؟؟؟! بدونید که پست ومقامتون موندیم نیست کرمانی که پرستاری به خواسته هاش رسید که صد البته. که خیلی نزدیکه اون موقع پشیمانی شرمندگی جایی نداره کسی شما رو نمیبخشه و اونجاست که باید خجالت بکشید ومورد تنفر تمام نسل پرستاری از حالا تا بعدها خواهید گرفت واز شما به عنوان خائنین به پرستاری در تاریخ پرستاری یاد خواهد شد،