سالهاست که در ایران پرستاری به عنوان یک حرفه ی آکادمیک ایجاد شده و مرتبا در زمینه ی علمی پیشرفت داشته است.پرستاری از مدارس بهیاری و دانشکده های پرستاری به مدارج بالاتر فوق لیسانس و دکترا هم رسیده است، و بسیار بالاتر از سطح سایر مناطق دنیا و حتی کشورهای پیش رفته سطح علمی خود را بالا کشیده است.
گر چه بنده اعتقاد راسخ دارم که بالا بردن سطح علمی در چنین رشته هایی از الزامات است، اما متاسفانه از بعد صنفی و شرایط معیشتی این شغل نادیده گرفته شده است.
در تیم درمان، (البته تیم بیمار محور) پرستاران وکلای بیماران هستند و از حق ایشان دفاع می کنند.البته گاهی به جای موکلشان و گاهی بر اساس نا آگاهی موکلینشان از خود موکل کتک می خورند اما همواره پیگیر حقوق موکلین خود (بیمارانشان) هستند.
این فعالیتها تنها در سطح درمان نباید باشد و می بایست به سطح بهداشت و آموزش بهداشت هم کشیده شود ولی نظر به کمبود شدید پرستار در کشور ما، استفاده از انرژی بالا وارزان قیمت پرستاری در بهداشت ممکن نشده است. البته این امر دلایل دیگری نیز مانند سوئ مدیریت، انحصار مدیریتها برای یک عده ی خاص، و....دارد.
سالانه دانشکده های پرستاری تعداد بسیاری پرستار تحویل جامعه ی دانش آموختگان می دهند اما چگونه است که ما کمبود پرستار داریم و متاسفانه پرستاران شاغل هم در حال فرسایش بوده ودیگر رمقی برای کار کردن ندارند.
سوال این است که با وجود آمار قابل قبول فارغالتحصیلی چرا کمبود پرستارتا این حد زیاد است؟
پاسخ این سوال فقط یک جمله ی کوتاه است:
زیرا جذابیتهای شغل پرستاری از بین رفته است؛ در حال حاضر پرستاران با حقوق بسیار کمتر حاضرند در بخشهای غیر درمانی کار کنند، اغلب ترک کار میکنند و گاهی هم مهاجرت می نمایند. متاسفانه هیچ وقت در وزارت بهداشت دید بیمار محور حاکم نبوده است که اگر بود به تقویت وکلای مدافع بیماران می انجامید.
این روز ها از صدور مجوز تربیت بهیار متاسفانه با افتخار خبر داده می شود و این در حالی است که در همه جای دنیا پرستاری تخصصی شده است.
با تمام احترامی که برای همکاران بهیار قائلم به عرض می رسانم که جای تربیت بهیار می بایست همکاران بهیار شاغل در سیستم درمان را با ایجاد تسهیلاتی ویژه به پرستاران دانشگاه رفته تبدیل کنیم.
قطعا بهیاران محترم از نظر عملی بسیار توانمندن هستند اما از نظر علمی در سطح آموزشهای دیده شانند واین جان بیماران را در هر بخشی می تواند به خطر بیاندازد.
حتی تربیت بهیار با مبانی اعتبار بخشی هم مغایرت دارد.ضمن اینکه از نظر حقوق و مزایا اختلاف زیادی بین یک پرستار و یک بهیار وجود ندارد.بنابر این واضح است که پشت تربیت بهیار منطق صحیحی وجود ندارد و اهداف آن به نفع بیماران نیست.
اینکه کمبود نیرو داریم درست است اما اگر بهانه ی آقایان نداشتن مجوز استخدام یابستن قرارداد با پرستاران است آیا این مجوزها را برای بهیاران دارند؟
واقعا تشخیص سریع و به موقع بسیاری از مشکلات و عوارض و ... چقدر می تواند در حفظ سلامتی و حتی جان مردم تاثیر گذار باشد؟
وجود یک لجبازی تاریخی از طرف حاکمین وزارت بهداشت کاملا محسوس است، اما این لجبازی در این دوره از همیشه بیشتر است و در ضمن با عوام فریبی نیز همراه است، چنانکه از تریبونهای مختلف اخبار دروغی از اضافه کردن حقوق پرستاران، تعداد پرستاران ، بهبود شرایط کاری پرستاران و ....اعلام می کنند و این روزها هر کس مارا می بیند حسادتش را نسبت به وزیرمان اعلام می کند اما از اصل ماجرا خبر ندارد.
این حرفها البته تکرار مکررات است ودر یک سال اخیر جو سیستم درمان مرتبا مشوش بوده و اخبار آن در رسانه ها بسیار شنیده و دیده شده است که اغلب هم دروغ هایی بیش بویژه در حوزه ی پرستاری نبوده است.
بنده به عنوان عضو کوچکی از سیستم درمان و به عنوان وکیل مدافع بیماران بی اطلاع از واقعیتها پیشنهاداتی دارم که امیدوارم به گوش های شنوا برسد:
1-حذف بهیاری و ارتقای سطح همکاران بهیار موجود از طریق اختصاص سهمیه های خاص به پرستاری از طریق آزمونی جدا از کنکور مانند بهداشت کاری دهان و دندان که به دندانپزشکی ارتقا داده شدند.
2-کاهش 30% از سهمیه ی پذیرش رشته های پزشکی در کنکور و اختصاص آن به پرستاران با سابقه ی کار 5 سال به بالا و پذیرش دانشجو از طریق آزمونی ویژه بین خود پرستاران.
این کار از طرفی انگیزه های پرستاران را بالا می برد و از طرفی سطح اجتماعی پرستاری را بالاتر می برد که خود به رضایتمندی بیشتر پرستاران منتج می شود.
3- اجرای درست و صحیح قوانین حوزه ی پرستاری تا احساس وجود تبعیض و ظلم و ... در پرستاران که شدیدا به بیماران آسیب می زند از بین برود.
4- اصلاح سیستم پرداخت غیر مستمر پرستاران و پرداخت آن از محل کارکرد خود پرستاری که از تعرفه های مستقل خود پرستاری و سهم پرستاری از تعرفه های مشارکتی پزشکان حاصل می شود. این امر به اجرای عدالت در پرداختها و ایجاد حس رضایتمندی و... کمک میکند.
5-تعریف شرح وظایف مشخص پرستاران با توجه به تعرفه های پرستاری و عدم استفاده از پرستاران در وظایف غیر مربوطه.
همینطوری هم پرستاری کمبود شدید نیرو دارد و دادن وظایف غیر درمانی که افراد دیگری مانند منشیو ... باید انجام دهد از طرفی اعتماد به نفس و رضایتمندی را کاهش داده، از طرفی دیگر توان پرستار را در کاری غیر مرتبط تلف می کند
6-........ پیشنهادهای زیادی وجود دارد اما بهتر است فعلا همینها را داشته باشیم.
دقت شود واضح است که این خواسته ها به کل در دفاع از حق بیماران است تا خدمات با کیفیت مطلوب را در زمان مناسب واقعی و نه فرم شده، از نیروهای متخصص پر انرژی که از درون احساس رضایتمندی دارند، به بیماران ارائه شود.
بیائید یک امسال وعده های دروغین به پرستاران ندهید ، گرچه از اول سال مرتب وعده داده اید اما هر چه زودتر از کار غلط برگردی سود بیشتری کرده ای...
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی......
نظرات شما عزیزان: